ازحماسه غدیر تا حماسه عاشورا
مصاحبه ماهنامه نیستانی ها با آیة الله حاج سید محمد حسینی زنجانی
برای ملاقات با ایشان از خیابان سبزه میدان و کوچه معروف به امام جمعه گذشتیم . وقتی وارد خانه شدیم چیزی که بیش از همه جلب توجه می نمود حضور اقشار مختلفی از مردم در اتاق ملاقات بود . انگار هر کس با هر سلیقه و طرز فکر برای رفع مسأله یا مشکل یا سؤالش ایشان را قبول داشت ، هیچ کس احساس غریبی نمی کرد ، خانه ساده بود ، بی هیچ تجملی ، امّا گرم و صمیمی . قرار مصاحبه را از قبل هماهنگ کرده بودیم ، درست در همان یاعتی که زمان ملاقات های مردمی ایشان بود یعنی یک ساعت قبل از اذان ظهر . در اولین نگاه پس از چهره متبسم ایشان ، عکس پدر و جد بزرگوارشان به عنوان دو تن از بزرگترین مراجع عظام بر روی دیوار نظرمان را جلب کرد . آیت الله « حاج سید محمد حسینی زنجانی » تولیت مسجد جامع زنجان ، مفسر قرآن کریم و یکی از علمای مردمی استان می باشند که سالیان سال محل رجوع و حل مشکلات مردم بوده اند . با توجه به نزدیکی زمانی عید غدیر و عاشورای حسینی در نظر گرفته و شروع به صحبت کردیم :
نیستانی ها : غدیر و عاشورا دو واقعه ی بزرگ در نزد ما مسلمانان خصوصاً شیعیان می باشد ، آیا می توان میان این دو رویداد رابطه ای در نظر گرفت ؟
»» ارتباط غدیر و عاشورا یک موضوع اساسی در تاریخ اسلام است که حول محور مسأله امامت موضوعیت پیدا می کند . در مورد وقایع پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) دو دیدگاه وجود دارد : اول آنکه برخی معتقداند پیغمبر برای دوران پس از خودش جانشین و خلیفه معین نکرده است . دیدگاه دوم بر این عقیده است که پیامبر مکرّم اسلام (ص) در ادامه رسالت خود برای دوران پس از رحلتش وصی و خلیفه انتخاب نموده است که هر کدام از این دو دیدگاه دلایلی را برای نظر خود ابراز کرده اند . در مورد ارتباط غدیر با عاشورا نیز همین موضوع مورد اختلاف است به این مفهوم که یک دیدگاه با شعار « حسبنا کتاب الله » جامعه را از نظر فرهنگی توجیه می کنند ، یعنی پیامبر به کتاب خدا استناد می کرد لذا ما نیز بعد از ایشان نیازی به خلیفه و جانشین نداریم و قرآن ما را کفایت می کند . این گروه برای اینکه اهل بیت (ع) را از صحنه شؤن اجتماعی و حکومتی مردم حذف کنند ، دست به چنین توجیهی می زنند و می گویند ما به امامت نیاز نداریم که این خط فکری تا به امروز ادامه داشته است . با دقت در لابه لای صفحات تاریخ می توان نگرانی رسول اکرم (ص) از سرنوشت مسلمانان بعد از خودشان را بخوبی مشاهده کرد که این امر خط بطلانی بر این عقیده است که کتاب خدا می تواند برای جامعه مسلمانان در زمان عدم حضور پیامبر کافی باشد . لذا بر این اساس نبی مکرّم اسلام (ص) قبل از رحلتشان بارها و به صورت واضح و آشکار حضرت علی (ع) را بعنوان وصی بعد از خودش معرفی کرده است . یکی از شواهد مخالف این جریان با امامت و وصایت امیرالمؤمنین علی (ع) اقدام آنها در منع کتاب حدیث است که می توان گفت این اقدام به منظور جلوگیری از نشر سخنان و احادیث پیامبر (ص) در وصف مقام حضرت علی (ع) و اهل بیت علیه السلام بوده است و در ظاهر مردم را اینگونه توجیه کرده اند که قرآن تبیان لکلّ شیء است و نیازی به امام وجود ندارد . درحالی که بر اساس عقیده شیعه پیامبر موضوع رسالت و امامت را به منظور تکمیل رسات خود بیان کرده اند و در حقیقت مطابق با آیه « یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ... » در آیه 67 سوره مائده اگر پیامبر ابلاغ نکند رسالتش ناقص خواهد بود . یعنی این ابلاغ با رسالتش در ارتباط بوده و دارای اهمیت فراوان است به حدی که خداوند متعال با این لحن می فرماید .
از سویی اهل سنت معتقد است منظور در این آیه ابلاغ احکام است ، درحالی باید گفت مگر پیامبر در طول 23 سال رسالت خود ابلاغ احکام نکرده اند که این آیه نازل می شود ؟ پس معلوم می شود که مسأله فراتر از ابلاغ احکام اسلامی است ، مخصوصاً بنا بر اعتقاد شیعه در ترتیب نزول سوره ها آخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شده سوره مائده است که در نزد شیعه معروف به سوره ی « سورة الولایه » است .بنابراین جریان برای اینکه عدم نیاز به امامت را توجیه کنند قرآن را بیش از اندازه بزرگ جلوه کردند که تنها قرآن ما را بس است . در نهایت می توان گفت اهمیت ارتباط غدیر با وقایع پس از آن در همین دو دیدگاه نهفته است که تا زمان امام حسین (ع) ادامه داشته است .
نیستانی ها : یک ضرب المثل است که می گوید : ( آب از سرچشمه گل آلود است ) ، بر طبق فرموده شما می توان گفت باید ریشه تمام مصائبی بر اهل بیت علیه السلام رفته است در نپذیرفتن غدیر جستجو کرد ، که اگر سر به آستان ائمه اطهار (ع) می نهادند این وقایع اتفاق نمی افتاد . آیا می شود بدون در نظر گرفتن غدیر و مجرد از سایر عوامل به بررسی عاشورا پرداخت ؟
»» بطور کلی حقایق تاریخی را نمی توان بصورت مجرد بررسی و مطالعه کرد . شیوه خود قرآن در بیان تاریخ انبیاء نیز چنین است . یک قانون کلی در تاریخ حاکم است و این قانون در طول اعصار مختلف به صورتهای گوناگونی تکرار می شود لذا وقتی ما از لابلای وقایع تاریخی عبور می کنیم ، می تواند مایه عبرت باشد . بر این اساس باید دانست که وقایع تاریخی در هر دوره ای از دوران زندگی بشر به هم مربوط می شوند ، غدیر نیز اثر خودش را در تاریخ اسلام گذاشته است و راه اسلام ناب و غیر ناب را جدا کرده است . برای رسیدن به حقیقت تاریخی غدیر دو جریان وجود دارد . جریان ناب که اسلام ناب در قالب امامت در آن متبلور گشته است و جریان غیر ناب که در پی حذف امامت بوده است . حال اگر قرار باشد که امامت را حذف کنیم اسلامی که خواهد ماند اسلامی ناقص است چرا که بر اساس آیه « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً » در سوره مائده ، در روز غدیر دین اسلام کامل گشته است و این اکمال دین به وسیله امامت و ولایت محقق شده است . لذا باید گفت کسانی که غدیر را حذف می کنند در حقیقت مانع از تکامل اسلام هستند .
یکی دیگر از دلایل پذیرفتن ولایت و امامت در غدیر این است که اتباط مردم با وحی نباید قطع شود ، به این مفهوم که افرادی که منقطع از وحی هستند نمی توانند جانشین پیامبر اکرم (ص) باشند و این توانایی در ائمه معصومین (ع) که میراث دار نبوت هستند وجود دارد . همچنین قابل توجه است که ارتباط با غیب زیربنای امامت است و اگر این مؤلفه در مسأله امامت نادیده گرفته شود ، هر کسی می تواند خود را در این منصب قرار دهد . با تأمل در دوران دو قرن امامت می توان دریافت که پرباری کنونی فقه و کلام شیعه نتیجه همان جریان است که در لابه لای احادیث ائمه اطهار که ریشه در رسالت دارد رخ نموده است و این افتخار شیعه است که فقهی دارد که پاسخگوی تمام مشکلات و مسائل جوامع است .کوتاه سخن آن که روح اسلام و تکامل آن در قالب امامت شکل گرفته که این امر نیز منتهی به واقعه غدیر است . علم امام نیز از سنخ علم پیامبر اکرم (ص) بوده و و در همه زمینه های علمی نظیر علم نبی میباشد . همچنین از این نکته نیز نباید غافل شد که در مدارک و کتب حدیثی اهل سنت نیز واقعه غدیر یک حقیقت روشن و غیر قابل انکار است که نشان از پشتوانه کلامی ، اعتقادی و تاریخ آن دارد .
نیستانی ها : در پایان با توجه به اینکه مخاطبین عمده این نشریه را اعضاء هیئات مذهبی تشکیل می دهند ، اگر توصیه و سخنی در خطاب با این دوستان دارید بفرمائید .
»» به زعم باید در هیئات مذهبی بر روی زمان برنامه ریزی مناسبی صورت گیرد ، به گونه ای که علاوه بر اینکه به عزاداری پرداخته می شود ، مسائل معرفتی نیز مانند تفسیر ، تارخ اسلام ، حدیث و احکام ارائه شود . علت این امر برگرفته از مبانی اعتقادی و قرآنی است . باید برنامه هیئات مختصر و مفید اما مستمر و اثربخش باشد . لذا برای این منظور باید بخش اعظم جلسات متمرکز بر معارف دینی باشد . سران هیئات باید غذای فکری مناسب با آن هیئت را برای اعضاء تهیه کرده و در اختیار آنها قرار دهند . از آن جمله مطالعه کتب دینی بخصوص آثار شهید مطهری توسط جوانان هیئتی است که می تواند کمک شایانی برای تعمیق معرفت آنها بکند .


